تبلیغات


برنامه نویسی $هک&آموزش&کتاب - خاطره ای از بنده خدا


برنامه نویسی $هک&آموزش&کتاب
 
ایران سرای من

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390 توسط برنامه نویسی&programming

من یک بنده خدا به نام ....

ادامه مطلب را کلیک کن

مهدی شیری که در روز اول فروردین سال 1373 در شهرستان زیبا و سرسبز دامنه سبلان یعنی مشکین شهر به دنیا آمدم  و در اولین مدرسه ای که درس خواندم نام این مدرسه شهید محمد حسینی که الان به نام شهریار تغییر نام داده اند در آن جا معلمی به نام مسلم بود که همیشه به ما به جز درس هر روز درس زندگی می داد ندیدم که یک روز نماز او به تاخیر بیافتد حتی اگر تاخیر می شد موکت را از دفتر می آورد و رو زمیم پهن می کرد و نمازش را می خواند ما هم که آن زمان سوم ابتدایی بودیم حتی نمی دانستیم نماز خواندن چیست و چرا ما نماز می خوانیم و در آخر نماز که ما با تعجب به معلم نگاه می کردیم معلم برگشت و به ما گفت نماز را به خاطر کلیدی است که در دست خداوند است و برای گرفتن آن کلید از دست خداوند نماز می خوانم و از همه مهم تر برای اینکه در آن دنیا توشه ای برای خودم داشته باشم نماز می خوانم و بازهم در ادامه برای ما گفت که بروید جلوی آینه خود را نگاه کنید و بعد از آن وضو بگیرید و بعد از آن به آینه نگاه کنید چه فرقی با آدم وضو نگرفته با وضو گرفته می بینید زمین تا آسمان .

از آن به بعد تمام دانش آموزان شروع بهیاد گرفتن نماز کردند و روز سوم بعد از این روز  کلاس ما وقتی که معلم را از پنجره جلوی کلاس می دیدند همه روزنامه را در کلاس پهن می کردند و وقتی که معلم با موکت به کلاس وارد می شد همه با هم به نماز جماعت می پرداختیم

التماس دعا





.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

پیچک